دلشدگان
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:11
در خلوت شب بی سروسامان برودز غمِ دوری تو سرو خرامان برود صادقانه دلِ من سوی تو پر زد که بمانتوکه آتش زدی او در پیِ درمان بِروَد آنقدر در خَمِ زلفِ تو گرفتار شدم هر رقیب آمده درمهلکه حیران برود حرفی از عشق مزن سنگدل آهسته برویعقوب از دوری تو در پیِ کنعان برود مانده ام ماتِ نگاهت که چه آشوبی زدهمه غمه...
نغمه های تو....
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:11
بده تاری از آن زُلفت میان دفترم باشد میانِ خاطراتم یک شبی هم دربَرم باشد کجایِ کوچه پنهای ندارم صبرِ ایوبی چه میشدنغمه های توهمیشه درسرم باشد کنون بی تاب وخسته می نشینم تا که برگردی گواهی میدهد این دل غمت چشم ترم باشد محبت کردم و خیری ندیدم از دو چشمانت خیال کردم که میمانی نشد تاج سرم باشد هجوم بادِ...
اینجا کجاست
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:11
عابدی گفت که این شهرغمین است بیا برگردیمگر که صدسال بمانی همین است بیا برگردیم من دراین خلق ندیدم به لبی لبخندیغصه با گریه عجین است بیابرگردیم این چه شهریست که فرهاد زندبردل کوهروی شیرین چه حزین است بیا برگردیم زلف شیرین نکند هیچ دلی را شیدایوسف انگارفقط خوب ومتین است بیابرگردیم غم لیلی نخورد کَس در...
ای دل.....
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:11
دگر دست از سرم بردار ای دل*به حال خود مرا بگذار ای دل* سحر شد آمدی با ناله و غمزچشمانم کنی دیدار ای دل فغان از عمرِ رفته داد از این دلبدور از یارم و گلزار ای دل بزن نی زن دلم غم دارد امشبتنم جامانده در نیزار ای دل دراین دنیای دون آواره گشتمچنین سرگشته و بیزار ای دل خریدارم نشد آن دلبر نازشدم درمانده...
رخِ گلگون
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 4:02
چهرها دیدم همه گلگون بودحرفها در سینه ایی محزون بود قصه ی شیرین و فرهاد راببیناصل قصه داغِ یک مجنون بود هرچه میگویم زبانِ عشق بُوَدآخر هر قصه ایی افسون بود عشق درمان میکند دردِ مرااین طبیب درمانِ اَندَروون بود هرکه را دیدی فغانی میکنددیده اش برناکسی مظنون بود عاشقان شب زنده داری میکنندسخت باشد هرکه ...
مظلوم و ظالم
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
اَمان از آه مظلومی که از سینه بُرون آید فغان از ناله و آهی که ازعمقِ دُرون آید خداوندا بزن برسینهِ ظالم خرابش کن چه بهتر خشم و نفرین و عذاب تو کنون آید عجب صبری خدا داردکه می بیندغمِ مظلوم ولی آرام و ساکت بنگرد اشک از عیون آید دلی ساده نگاهی گرم و گیرا دروجود اوست که مظلوم باهمه صبرش ازآن دارالفنون ...
سحرباساغرودل..سه کلمه تکراری درهردوبیت
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
تاریکی هنگام سحرازدیده پنهان میشود باساغرِ میخانه ای دردِ تودرمان میشود دل را به ساغرداده ام من تاسحرآشفته ام بعدازسحرباساغر و این دل،،گریان میشوم بادل سخنها دارم ومن تاسحرلب تشنه ام هرگزنمی نوشم ازآن ساغرکه خواهان میشوم امشب من و این ساغر و دل هردونالانیم ولی وقتِ سحر آسوده ایم چون درد آسان میشود ی...
بیخبران
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
لبخند تو عشق است ولی با همگان نه ...با ما به از این باش ولی با دگران نه ...! توزنده به عشقی در این واده سفرکنبا اهل دلان باش،، با بی خبران نه عاشق به کسی باش،که لایق بجهان استروزی خورِ عشق باش،، روبَه صفتان نه صیاد فراوان ،،، طعمه نتوان بودتو طعمه ی عشقی،،آن لقمه سگان نه مَحرم نتوان بود،، بر ناکسِ ب...
مسجدومحراب
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
(در عشق خوشا مرگ که ناب است) از مرگ نترسید که آن خوردن آب است به کجا میروی آخر نَبُود راه گریزی با عشق نشین چون که به کام است گرطالب فیضی نظری سوی سما؛ کن غافل بشوی عاقبت کار به دام است درکنج خرابات نتوان یافت دلی را آنجا همه آلوده به ساقی وبه جام است در میکده آری سخن عشق زیاد است اما همه در بیخبری ...
خون و شراب
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
(از ازل رنگ لبت روی شراب افتاده است دلم از نی شکرِتازه ،، به آب افتاده است) حالت مستی به چشمانت شرر بارم نمود وقتی میبینم به گیسو پیچ وتاب افتاده است ساغری مینوشم از کنج لبِ مِی گونه ات آن زمان که روی تودرآب وتاب افتاده است شب کنارِ برکه می بینم رخِ زیبای تو چهره ات بانورماهی،بازتاب افتاده است عاشقا...
پنج شنبه شد
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
پنجشنبهِ ِ دیگرشد این دل غمین باشد بر یاد عزیزانم این سینه حَزین باشد آنها به بهشت باشنداینجا منِ افسرده خوبان جهان یکجا درخُلد برین باشد بهترکه مرا اینجا پیوند به خدا باشد تا پا بِنِهَم آنجا سنگین و وَزین باشد خیرات کنم هرچه،،،اندوخته ای دارم پرونده من آنجا لبریز همین باشد آنها که سفرکردند باعشق نظ...
وصف خیال
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
ای دل خبر داری توازاین دیده نم دارمن بایدببیندیک طبیب این سینه تب دار من اُفتان وخیزان میرود این عاقلِ درمانده سر دیوانه پندارن مرا با دیدن رفتار من درمان نمی خواهم بیا بالین سرتابنگرم منت گذار در کلبه ام بر دیده بیمار من یک شب بده دستان خودآرامشِ جانم توی جای دگر پیدا نشدهمچون تویی راز دار من این ج...
کاش....
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
کاش این گل گفتنای آدمالحظه ای بوی حقیقت میگرفت. کاش این تزویر و نیرنگ و ریالحظه ایی رنگ شریعت میگرفت کاش این دلها که دورند از خدالحظه ای چشم بصیرت میگرفت دین و قرآن و خدا آخر یکیستکاش کافر را نصیحت میگرفت هرچه داریم از زمین بگرفته ایمکاش الهام از طبیعت میگرفت یا که در عشق و رفاقت یا صداقتهرکسی در عش...
صبح بخیر
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
... صبحت بخیرعزیزم ... صبح است بیا تا غزلی ساز کنیم سفره ایی نان بیاور عسلی باز کنیم چارمین روز که آغازشودبادل خوش یاعلی گوی که روز دگر آغاز کنیم این نسیمی خنک و روح افزاست پیشِ آن دلبر شیرین دمی آواز کنیم چه کسی بهتر از آن هُدهُد مست خنده وشادی ومستی بِهَم ابرازکنیم نه به تایلند و نه اَزمیر و نه تگ...
رنگ شریعت
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 4:29
گروه شعرِ ششجوان کاش این گل گفتنای آدمالحظه ای بوی حقیقت میگرفت. کاش این تزویر و نیرنگ و ریالحظه ایی رنگ شریعت میگرفت کاش این دلها که دورند از خدالحظه ای چشم بصیرت میگرفت دین و قرآن و خدا آخر یکیستکاش کافر را نصیحت میگرفت هرچه داریم از زمین بگرفته ایمکاش الهام از طبیعت میگرفت یا که در عشق و رفاقت یا...
الهی
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:02
(الهی رحمتت را شاملم کنسراپا عیب و نقصم؛ کاملم کن) گنه کارم خطا کارم خدایانظر بر راه و رسم باطلم کن ازآن عشق الهی جام درجامبده ساقی خماری حاصلم کن خداوندا تویی معبود عالمکمک بر این زبان قاصرم کن تمام عمر درجهل و خرافاتخودت رحمی به روز آخرم کن ندانسته ندانستم چه کردمتورحمان و رحیمی چاره ام کن همی د
مولا علی (ع)
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:02
از سکوتِ اشک بر رخسارِ ما آگه نشدجز دو دست مرتضی اگه از این ابصار کیست؟#چاه می داند به جز مولا علیدیدهِ ِ خونیین دلِ اشکبارکیست؟ بینوا در ظلمت و فقرِ نهانخوب میداند امانت دار کیست؟ روسیاهان با تمامِ سنگدلیگفته اندمولای ما ستار کیست؟ درس عشق ومعرفت در کار اوذات اقدس درکلام،،رفتار کیست؟ عارف از بانگ
غرور
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:02
(یار با ما بیوفایی میکندبی گناه از من جدایی میکند) گوشه ایی بنشسته با سوز درونکنج خلوت بی نوایی میکند آنکه سرمست ازغرور وعشق بودشِکوه از دل نا خدایی میکند عشق را بازیچه ی دلدادگی کردرد پای دلبرش رایک نگاهی میکند عاقبت روزی پشیمان می شودمثل مجنون دربیابان زندگانی میکند آن کبوتر که پرید از لانه
پس چرا فتوا نشد
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:02
آمدم چُرتی زَنم اما نشداز فراق آب این لب وا نشد کو اذان گوی محل خانه امهرچه گشتم یک بلال پیدانشد روزه خوار دربین مردم میخوردپس چرا این نابکار رسوا نشد این چه فرهنگیست مُلاجان بگوپس چرا این منبرت غوغا نشد صحبت ازاسلام فراوان کرده اییبهر دزدی و رِبا فریادِ یک فتوا نشد خوش بحال آن آخوندای قدیمداده ا
شیران وطن
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 21:02
کور دلان خاک شوند در وطن میدهم این روح وسر وجان وتن کشورِ ایران که نشان تَهمتَن رهبر ما خامنه ایی بت شکن جنگ اگرسخت شودتن به تن هدیه به ایران شوداین خون وتن تاریخ ایران بجهان شد کهن یکدل و یکرنگ همگی هم وطن کشته شودمرد و زن داعشی راهزن این همه شیر گشته رها در وطن مشت زَند بر سر و صورت دَهن ادریس و