غریبی در قربت
بنده ساکن اصفهان زاده شهرستان فریدن روستای ششجوان میباشم از سال هشتاد به شعر و موسیقی روی آوردم
دشت غریب
.... دشتِ غریبتابِ گیسوی کمند از سر خود آویزیزردِ پائیز قشنگی و فرح انگیزیدلبری کن که دلم در تب تو می سوزدبسکه در عیش مدامی و زعشق لبریزیعاشقم می تپد این قلب تو را می خواهدخون رگهای منی درتَنمی دهلیزیره همین است تومپندار گریزی از منبهتر آنست که قاتل شوی و خون ریزیدائماً غوطه زنم بر شب و خواب و نگهتگُنگُ و دیوانه شوی باشرری برخیزیتک درختی وسط دشتِ (غریب)اف
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
بزم غریبمن فدای نرگس و آن زلف و آن پیچیدنت
برده ای دل ای به قربان تو و خندیدنتقهر و آشتی های تو آخر به اتمام می رسدبرده ای دل را زمن با خنده ونالیدنتگوشهِ ی چشمی اگر باشد نگاه مست توستسیر نمی گردم من از برق نگاه و دیدنتدامن و شال و کلاه و موج موهای بلندکاش نبیند گشت ارشاد اینچنین پوشیدنتبزم عیش و نوش و دف بینم تو را با ساز و نیتو بچرخی من ببینم خنده و رقصیدنتآسمان آرام و شب مهتاب و دریا در سکوتجملگی دل میدهند تا بنگرم خوابیدنتما دوتا قربت نشینِ شهر دوریم و (غریب)کس نمی بیند بنوش تا بنگرم نوشیدن
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
دل برید از من نمیدانم که مدهوش که بودبی کس و تنها نشستم، یار تن پوش که بود
پیرهن نم دارمن شد همدم چشمان منآن نگارین یار من منقوش و گل پوش که بوددیدمش از دور و دانستم به دستش دیگریستبا رقیبی که نمی داند در آغوش که بودتا گریزان شد زمن آن مهوش شیرین لقامانده ام در خود که این نیرنگ، با هوش که بودخورده ام من حسرت بی همنشینی ای دریغخورده او جامی نمی دانم که می نوش که بودقسمت و تقدیر نیست این ابتذال آدمیستاین بریدن را ندانستم که پاپوش که بودشاعر گوشه نشینی سر به زانو برده استیک (غریبی)که نمیدانند خام
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
... اشک غریبدلتنگ توام مادر، برگرد که غمگینم
من دیده به در دوزم، بلکه رخ تو بینمهی عکس تو را هر شب، بر دامن خود گیرمدر خواب و خیال خود، دلگرم به تسکینمیک قایق بشکسته، سرگشته امواجم با صخره و طوفانها، مجبور به تسلیممجان و تن من مادر، وقتی که نباشی توآواره ی سرگردان، چون سائل مِسکینمدیده زچه رو بستی ،برگرد نگاهم کناز گونه خود اشکم، با یاد تو برچینمبر خاک مزار تو ،گویم غم دل با تویک گوشه (غریبانه)،با یاد تو بنشینم#ادریس_حیدری#غریبِ_اصفهانی
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
... پیرِ غریبتو از درد فراقم چشم تر داری خبردارم
زپشت پنجره دیده به در داری خبر دارمبیا بگذر زمن مجنون شیدایی که می دانمشبِ شام غریبان تا سحر داری خبر دارمنشد تا سهم من باشی، ای لعنت به تقدیرمهنوزم عاشقت هستم خبرداری خبر دارمهمان پیرِ پسر ماندم تو مادر باشی ای افسوستو را دیدم به دامن یک پسر داری خبر دارم(غریبی)می کنی با من چه دنیای غم انگیزیخبر آمد که تو قصد سفر داری خبر دارم#ادریس_حیدری ششجوانی#غریبِ_اصفهانیشب خوش
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
... پدر غریبپدر پاشو همه انگشتر آوُردن
چفیه از میونِ سنگر آوُردنشنیدم دست و پهلو رو شکستن ، آهتنِ پر خونی از لای در آوُردنیه شیش ماهه توو آغوش پدر جون دادمیگن از بیت آقا ، اصغر(ع) آوردنبمیرم ؛ جای خالیِ تو رو دیدمکنارِ دود و آتیش ، مِنبر اوردنیه تابوتِ کوچیکی دَس به دَس اومدتنِ یک غنچهْنازِ دختر آوردنصدایِ مادرِ کودک نمیاد ُوکنار نعشِ دختر ،مادر آوردنمصیبت خیلی سنگینه چه می بینم؟؟خدایا ! قرصِ ماهِ رهبر آوردننرفتی سوی معبودت (غریبونه)به همرات لاله های پرپر آوردنادریس حیدری ششجوانیغریبِ اصفهانی
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
یه روزی مردمونش شاد بودنهمه در راه عدل و داد بودندرون هر اداره که میرفتیهمه ماهر به کار استادبودن
همه کارمند و دکتر یا معلمبرای مردمان امداد بودنزمان جنگ همه رفتن به میدانشکار دشمنِ شیاد بودننبود مرد جوانی توی روستاتوی خط نبرد صیاد بودنبرای خاک میهن کم نزاشتیمبه غیرت جمله مادر زاد بودنشهید و زخمی و بی دست و پاهانشان تلخ یک ، رویداد بودنخدایا من گِله دارم زعدلتبگو حرفهای من ایراد بودن؟؟مگر شعب ابی طالب دروغس؟بگو نه!ششجوان فولاد بودنخدا را خوش نمی آید (غریبه)بگوید ششجوان ، نماد بودنادریس حیدریغری
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
من هنوز منتظرم،چشم به راهم بیاهمه شب ناله کنان، حسرت و آهم بیا
منم و قابِ نگاهی که به قاب است هنوزغیر دیدار تو هیچ چیز نخواهم بیارفته ایی با دگری بی من آزرده چرا؟جامِ مِی خورده ام و غرقِ گناهم بیاتا بیایی غمت از دل برود رام شودهمه شب منتظرِ نیم نگاهم بیاچه شد آن وعده که دادی نروداز یادمبی تو این ثانیه ها روبه تباهم بیامن در این قربتِ شهر شعر (غریب) می گویمشب گذشت بی تو ولی وقتِ پگاهم بیا#ادریس_حیدری ششجوان#غریبِ_اصفهانی
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
با شعر و غزل مرا پریشان نکنید
سیر از قدح و می و دل و جان نکنید
اَبری شده دیده ، شانه ات خالی نیست؟
من می زده ام صحبت ایمان نکنید
#ادریس_حیدری
#غریب_اصفهانی
https://t.me/+lsWoLI70SyY3MWI0
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
برچسب:
نویسنده: النا شاکری