... پیرِ غریب
تو از درد فراقم چشم تر داری خبردارم
زپشت پنجره دیده به در داری خبر دارم
بیا بگذر زمن مجنون شیدایی که می دانم
شبِ شام غریبان تا سحر داری خبر دارم
نشد تا سهم من باشی، ای لعنت به تقدیرم
هنوزم عاشقت هستم خبرداری خبر دارم
همان پیرِ پسر ماندم تو مادر باشی ای افسوس
تو را دیدم به دامن یک پسر داری خبر دارم
(غریبی)می کنی با من چه دنیای غم انگیزی
خبر آمد که تو قصد سفر داری خبر دارم
#ادریس_حیدری ششجوانی
#غریبِ_اصفهانی
شب خوش
برچسب:
نویسنده: النا شاکری