خرید بک لینک

سلام آقا دوباره از سفر انگشتر آوردند

بهار آمد گلِ آلاله های پرپر آوردند

خداوندا چه حکمت دارد این تقدیر نادانم

برایت حضرت آقا دوباره اکبر(ع) آوردند

گذشت از آتش نمرود و( ابراهیم) برون آمد

برای سر بریدن پیکرانی بهتر آوردند

ببخشید حضرت آقا هزاران تکه افتاده

عبا را بر زمین بگذار دستی کمتر آوردند

دوباره خیمه ها آتش گرفته ناله می آید

به گوش آید صدا خونین تنان بی سر آوردند

شنیدی اِرباّ اِربا شد حُسینت روز عاشورا؟

برایت بی سر و بی پا وقدری پیکرآوردند

چقدر تنها شدی آقا (1ی)رفته اند یاران

برایت شاعرِ نوحه گر بی مادر آوردند

#غریب_اصفهانی
#ادریس_حیدری
#شاعر_نوازنده

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:37 توسط ادریس حیدری غریب اصفهانی  | 

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: چهارشنبه 9 خرداد 1403 ساعت: 16:19

صفحه بندی