خرید بک لینک

بده تاری از آن زُلفت میان دفترم باشد

میانِ خاطراتم یک شبی هم دربَرم باشد

کجایِ کوچه پنهای ندارم صبرِ ایوبی

چه میشدنغمه های توهمیشه درسرم باشد

کنون بی تاب وخسته می نشینم تا که برگردی

گواهی میدهد این دل غمت چشم ترم باشد

محبت کردم و خیری ندیدم از دو چشمانت

خیال کردم که میمانی نشد تاج سرم باشد

هجوم بادِ وحشی میوزد زلفت پریشان کن

که آن گیسوی پُر چینت فقط شور و شَرم باشد

خیالت را نمی خواهم بیا یک لحظه نزدیکم

به غیر از تو نمی بینی هوایی در سرم باشد

تو آن گنجی که پنهانی فقط از دور می تابی

سراغت را گرفتم من نشد سیم و زرم باشد

بیا ای نازنین این لحظه یِ آخر کنارم باش

که بعدازمرگ ادریس یک نگاه در خاطرم باشد

ادریس حیدری....ششجوان

+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:31  توسط ادریس حیدری ششجوان |

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی