دلشدگان...
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 12:31
دلشدگان در خلوت شب بی سروسامان بروماز غمِ دوری تو سروِ خرامان بروم صادقانه دلِ من سوی تو پر زد تو بِمانتوکه آتش زدی و من پیِ درمان بِروَم آنقدر در خَمِ زلفِ تو گرفتار شدم چون رقیب آمده درمهلکه حیران بروم حرفی از عشق مزن سنگدل آهسته بروتو زلیخایی و من در پیِ کنعان بروم مانده ام ماتِ نگاهت که چه آشوبی...
ای هوشیار...
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 12:31
ای هوشیارمن فرو ماندم ز صُنعِ کردگار... با تو هستم باخِرد ای هوشیار... رفتی از رویِ زمین بی هیچ کار.... خوانده ای شَه نامه واسفندیار؟؟... یک اثرافتاده این سان ماندگار... یادگار است وشود یک اعتبار... بی خردبودی وطفلی شیرخوار... مرد نام آور شدی در کار زار.... مال دنیا جمع مکن ای زرنگار.... چون که میما...
شش جوان...
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 2:20
... شش جوان .... شش جوان روستای تاریخی به غرب اصفهانشش جوان بامردمانِ ناز و خوب و مهربان شش جوان شیرین زبان اهلِ محله پرتوان شش جوان شَه نامه خوان باعارفان خوش بیان ششجوان مهد دلیران بر شهیدان روضه خوان شش جوان فصل بهاران چکه های ناودان شش جوان در آسمان یک ماهِ رخشان شش جوان درهرزمان قانع شوند باقرص...
زلف پریشان...
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 2:20
زلف پریشان بده تاری از آن زُلفت میان دفترم باشدمیانِ خاطراتم یک شبی هم دربَرم باشد: کجایِ کوچه پنهانی ندارم صبرِ ایوبی چه میشدنغمه های توهمیشه درسرم باشد کنون بی تاب وخسته می نشینم تا که برگردی گواهی میدهد این دل ، غمت چشم ترم باشد محبت کردم و خیری ندیدم از دو چشمانت خیال کردم که میمانی نشد تاج سرم ...
جفا مکن
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 21:16
.............. جفا مکن ........مرحمِ دردِ من تویی دردِ گران دوا کنم تا که ببینمت تو را خدا خدا خدا کنم این دلِ زار و خسته ام سوی چمن نمیرود بینِ تمام ِ گلعذار فقط تو را جدا کنم پر بکشم به سوی تو جور و جفا دگر بس است رازِ و نیاز ِ من تویی سوی خدا دعا کنم مسجد و قبله ام تویی کفر نباشدم خدا بینِ قنوت ب...
بزن مطرب...
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 21:16
.... بزن مطرب .... بیا مطرب بزن سازی نگو دارد بد آموزیکه خود ازدرد مهجوری بدین ساز و بدین سوزی بیا بشکن طلسمِ غم که میسوزم زتنهایی بزن مطرب که می خواهم به سینه آتش افروزی در این دنیای وانفسا چه میدانی ز رسوایی بزن بر بیوفا یاری که رفت آن عشق دیروزی چه سخته دربه در باشی میان این همه عاشق تمامِ روز چش...
روز حساب...
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 21:16
............... روز حساب ....(درعشق خوشا مرگ که این بودن ناب است) از مرگ نترسید که آن خوردن آب است نه راهِ گریزیست نه فریاد رسی هست تا زنده به عشقی مرنجان عذاب است با عشق در آمیز اگر طالب عشقی غافل بشوی عاقبت کار خراب است در کنج خرابات نتوان یافت دلی را پشتِ همه دلها فقط عکسِ نقاب است در میکده آری س...
سخن عشق
-
تاریخ: 1396/10/8 ساعت: 13:14
.... سخن عشق ..... اول قدم از عشق سرانداختن است جان باختن است و با بلاساختن است چون در رَه مجنون خطرها باشد دوم قدم عشق ، رَه آموختن است از هر چه گذشتیم رسیدیم به عشق این قصه یِ عشق بر دل آویختن است سوم قدم آن است که صادق باشی عاشق که شدی نظر بیا نداختن است چهارم قدم آنست شیدا بشوی بر دیده معشوق خود...
قصه مجنون
-
تاریخ: 1396/10/8 ساعت: 13:14
.... قصه مجنون..... برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که باخرمن مجنون دل افگارچه کرد؟ اشکِ مجنون همه جاخون به دلِ لیلی کردکس ندید با دلِ مجنون گرفتار چه کرد؟ همه جاصحبت لیلی سخن از دردِ فراقای عجب هیچ ندانی غم دلدار چه کرد؟ نه فقط لیلی پریشانِ رُخِ مجنون استبر دلِ مردمِ این کوچِه و بازار چه کرد؟ هرکج...
نامه اعمال...
-
تاریخ: 1396/10/8 ساعت: 13:14
.... نامه اعمال ........ دل که در بندست غافل می شود پیر و بُرنا جمله شامل میشود عاقبت خوردیم فریبِ ِ ناکسان پوستِ میش با گرگ همدل می شود هرکسی کو دور ماند از اصل خویش/ زندگی بر او مشکل می شود ثروت و دارائیت شد یک کفن جسم و جان در خاک منزل میشود آن دَم آخر خدایی میشوی وقت پیری هر کس عاقل میشود میکشد ...
گَرد پیری ...
-
تاریخ: 1396/10/8 ساعت: 13:14
...............گَردِ پیری ......... قامتم خم شد، دو چشمم کور، موهایم سپید* ای دریغا که جوانی رفت ، اما کس ندید گردِ پیری می نشیند تا تو را بنشاندت عالمی باشد به پیری پُر زاحساسِ جدید چون گل و پروانه بودیم درمیان بوستان باغبان آمد گل ِ بشکفته را از شاخه چید میرسداز دردِ زانویت عصاگیری به دست آخرش گوی...
هوا ابریست...
-
تاریخ: 1396/10/8 ساعت: 13:14
................. هوا ابریست ..... چه دنیایِ غم انگیزی دراین اشعارمی بینم برای این دلِ ابری چو باران می توانم شد؟ در این دنیا که مردانش عصا از کور میدزدند* من ازدردِ گران خود پریشان می توانم شد؟ دلا خوش باش تنهایی و آن هم عالمی دارد برای این دلِ تنها ، گریان می توانم شد؟ من از خوش باوری اینجامحبت جس...
جفا مکن.
-
تاریخ: 1396/10/8 ساعت: 13:14
..... جفا مکن .... ای به فدای قد ِ تو کشته مرا نگاه تو تا تو مرا نگه کنی خدا خدا خدا کنم این دلِ زار و خسته ام سوی چمن نمیرود بینِ تمام ِ گلعُزار فقط تو را جدا کنم پر بکشم به سوی تو جور و جفا دگر بس است سویِ نیازِ من تویی سوی خدا دعا کنم مسجد و قبله ام تویی کفر نباشدم خدا بینِ قنوت ببینمت بار دگر قض...
مرامهتاب میشناسد....
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 7:54
...مرا مهتاب میشناسد....... جهانم را به لبخند تو مدیونم تو میدانی چرا اینگونه مجنونم؟ تمامِ تار و پودم را تکان دادی تو رفتی و به لبخندِ تو مظنونم برو ای نازنین اما نمیدانی دلم خون شد زبعد از تو چه مغبونم سراغت را گرفتم از شبِ تارم مرا مهتاب میشناسد که محزونم دوباره آمدی یک شب بخواب من نپرسیدی چرا ای...
یلدای دیگرآمد...
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:22
... یلدای دگر آمد ..... یاد آن شبهای یلدایی بخیر مهربانی هایِ رویایی بخیر یاد آن دورهمی های قشنگ قصه یِ دورانِ آریایی بخیر سُفره های ساده با رویی گشاده گفتگوهای اَوِستایی بخیر شعرخوانی قصه خوانی عالمی داشت حافظ و آن شور و شیدایی بخیر هندوانه با انار و پسته ها خوردنیهای تماشایی بخیر مهربانی بود شورِ ...
مرا بشناس....
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:56
........... مرا بشناس ....... گذشت نیمی از این عمرم به شبها چه دوران خوشی مانده به دلها من و یاد ِ تو و آن نور مهتاب هنوزم میزند سو سو به یادها سکوت ِ شب مرا یاد تو آورد از این سینه زداید بار ِ غمها مرا بشناس ای آواره ی شب نشستم گوشه ای تنهای تنها چه میخواهی از این حالِ خرابم تو هم بگذار و بگذر بعضی...
توانسانی...
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 9:15
...........توانسانی.......... چرا درخواب وبیداری؟ مگرانسان چه کم داری؟.. چرا بیهوده مینالی؟..... تا وقتی که خدا داری.... خدا گوید که ای انسان.. تو احسنت خالق مایی.. تو افسر بر دل وجانی.. تو محشر روی کیهانی.. تو از نسلِ یک انسانی. چرا در بهت وحیرانی؟.. توازخاکی تو از مایی.. چرا اینگونه تو خوابی؟.. جه...
ای روزگار....
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 9:15
.... ای روزگار ...... آخر ای دنیا مرا درمانده و رسوا نکن اینچنین درپیش مردم نامه ام را وا نکن* روزگار وقتی پریشان میکنی حال مرا بی سبب این مصلحت را برسرم معنا نکن میزنی چوب مصیبت بر سر پیر وجوان ای فلک اینگونه در دنیای من جفا نکن گر چه داری بی تفاوت از کنارم میگذری روز وشب باخشم ونفرت اینچنین دعوانک...
به دنیا اعتباری نیست
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 9:15
مبادا بشکنی قلبی که درمان، بی اثر باشدمبادا آه مظلومی بگیرد دردسر باشد نباشدزندگی بر عیش و نوش ومال و نام تومبادا زَر براَفشانی که نامش بی ثمر باشد مَشو غافل زدرگاه الهی لحظه ای حتیمبادا سِجده ات خالی از الطاف سحرباشد بگیر دست ضعیفان را، یتیمان رانوازش کنمبادا بشکنی قلب یتیمی خون جگر باشد اگربایک فق...
شبنم...
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 9:15
.........گوشه ی چشم....... آمدم یک غزلی باز بخوانم بروم.. آنقدر سرزده هستم که نمانم بروم... پُرم از حرفِ نگفته در این خلوتِ شب... ذهن رنجور خودم را بتکانم بروم.. باز ابری شده چشمم هوا بارانیست... اشکی از گوشه ی دیده بچکانم بروم.. #ادریس_حیدری.. + نوشته شده توسط ادریس حیدری ششجوان در سه شنبه بیست و ی...