کلبه ی غریب - تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 9:21
..... کلبه ی غریبباید لب ان پنجره من لانه بسازمیا دور شوم با دل دیوانه بسازمیک بار دگر رخ بنما زلف بیاویزبر طره و گیسوی تو من شانه بسازمآن خنده ی تو برده مرا تا به ثریاتو عشق منی با رخ فرزانه بسازمامشب تو بیا مست و ملولم کن و برگردآذین کنم و کلبه ی ویرانه بسازمیک بار دگر بر من شوریده نظر کناز طاق دو...
کنج غریبی - تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 5:26
.....کنج غریبشاعری هستم به کنجی من قریبخسته ام از این نگارِ دلفریبسینه دارم شرحَ شرحَ از فراق!مانده ام از زلفِ یارم بی نصیبمنکه که روزی واله و شیدا بُدمکس نشد پیدا برای من رقیبزندگی فریاد ِ
قسم بر غریبی - تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 5:26
....قسم بر غریبیتو را خواهمت ای طپش های مننه اینجا به هر جا خدا را قسمقسم میخورم تا نفس میکشمبه آن سرو زیبای رعنا قسمبخوان تا دلم محوِ رویت شودبه قلبم نشستی به لیلا قسممپرس حا
همنشین غریب - تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 5:26
..... همنشین غریبمن نمیخواهم بگویم شعر و بی تابت کنمیا بخوانم از غم و از بیکسی داغت کنمروبه روی من بیا بنشین ببینم چهره اتتا نگاهی بر لب و بر چشم پر آبت کنممی زنم پیمانه در پیمانه تا مستت شومبا شراب
تقدیر غریب - تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 5:26
..... تقدیر غریبافسوس که رفتی وکنون جای توخالی ستدر خاطر من چهره زیبات خیالی ستپرواز تو زیباست ولی من نپریدمتقدیر من انگار فقط بی پرو بالی ستشب گوشه نشین غم آن زلفِ پریشمیارب تو بگواو
غریبم من نمیدانی - تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 5:26
... غریبم من نمیدانیتو گفتی عاشقم عاشق شدن را خوب می دانیولی با چشم و اَبرویت کمی بازی نمی دانیتو را میخواهمت کم دلبری کن ناز کمتر کننگاهم میکنی و عشق را در من نمی خوانیتحمل تا به کی ایوب هم صبرش به س
زمزمه غریب - تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 5:26
..... زمزمه غریببر دیده نکش سُرمه فقط مال منی توآسایش و این سرخوشی حال منی تولیلایی و شیرین تر از آن شعرِ منیژهای قبله گَهَم کعبه ی آمال ِ منی تودر بازی تو باخته ام دین و دلم رااین
دلمرده ی غریب - تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 5:26
...دلمرده ی غریبآن مسجد و آن منبر و محراب کجاستآرامش این سینه ی بی تاب کجاستدلمرده ام و حالِ خوشی نیست مراآن حالت روحانی و جذاب کجاستهرجا که رَوم صورت مرگیست عجیبآن خانه و آن کعبه ی ارباب
یادگار شهید - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
یادگار شهید 《(سلام به اهل محفلدلم بگه براتونقصه ی از ته دلفقط واسه یه لحظهخود را فراموش کنیدقصه نه حرفِ دلهحرف دلا گوش کنید)》(قسمت تضمین شده از استاد شجاعی)مادری زار و
سردار سلیمانی - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
تو سر داری ولی بال و پَرت کو؟دو دست را داده ایی انگشترت کو ؟بیایید جمع کنیم این پارها را(غریب) و بیکسی پس مادرت کو ؟#ادریس_حیدری_غریبادریس_حیدری_غریب ششجوانیتسلیت واژه ی کوچکیست
سردار - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
آسوده بخواب شبیه عباس(ع) شدیغیرت به تنت بوده و حساس شدیگفتی همه رفتند تنها شده امبر ماندن خود کمی تو وسواس شدیادریس حیدری ششجوانی
شهدا شرمنده ایم - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
ای دوست به حنجر شهیدان صلواتبر قامت بی سر شهیدان صلواتاز دامن زن مرد به معراج رودبر دامن مادر شهیدان صلوات شرمنده ی این همه شهیدان شده ایمجا مانده زخیلِ این دلیران شده ایمگفتند عدو بر تن ایرا
رها باش غریب - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
.... رها باش غریبهاینجا هوای عاشقی لبریز نور استبا من بیا اینجا بساط عشق جور استرقص سماء تا عرش اعلا می رساندآنکه دلش همواره در حالِ عبور استاز خود رها شو بُگذر از این جسمِ خاکیدنیای ما افلاکی
گمنام غریب - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
.......... گمنام غریبفکر من باش پسرم آمدنت دیر شدهجای خالی تو یک بغضِ گلوگیر شدهمی رسد پیکر و خاکستر گمنام ولیبه چه اندازه تنت دست خوشِ تغییرشدهپدرت گفت شهیدی ، پسرم ترسیدملال زبانم نکند قسمت
بغضِ غریب - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
..... بغض غریبمن که مجنونیم ولی لیلای من لیلا نشدهرکجا گشتم کسی همتای او پیدا نشددَم زدن از عشق آسان بود اما مثل منکس چنین آواره و سرخورده و رسوا نشداز نگاهش سوختم مانند شمعی تا سحرپَر نزد پروانه
میم مثل مادر - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
میم..مثل مادرتااینکه جوان شدم تو هم پیرشدیآهسته نشستی و زمینگیر شدیمن ماندم ودنیای (غریب)پُر زفریبرفتی و از این زندگی دلگیر شدی#ادریس_حیدری_غریب..ششجوانروز مادر مبارک
غریبِ مادر.. - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 0:41
کودکی بودی و بعد از مادرت مادر شدیخالقِ زیبایی و فرزند و یک دختر شدیعاقبت بر چهره ات چین و چروک آمد پدیدجُرم تو هم مادری هم صاحب همسر شدی#ادریس_حیدری_غریب..ششجوان
بار دیگر - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 6:11
.... بار دیگر تا مرا دیدی عزیزم روسری را باز کندست سردم را بگیر حرفی زعشق آغاز کن آمدم آن دامن زیبای گلدارت کجاست؟سرو زیبای مرا بار دگر تن ناز کن ای طبیبا مهر شیرینت نشسته بر دلممیگشایم قدری آغوشم بیا اعجاز کن گیسوانت راپریشان کن نسیمی میوزدشاخه شاخه تار مویت را برایم ساز کن دلبری حال خوشی دارد برای...
غربت - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 6:11
غربت دل تنگ تر از این دلِ من جایی نیستاین دردِ بزرگ از غمِ تنهایی نیستانجا که تویی صحبت اغیاران استاینجا که منم یک دل ِ شیدایی نیست دردی به دلم هست ندارد درمانبر زخمِ جِگر دستِ دلارایی نیست آن عهد مَودت به سر آید روزیجایی که منم عاشقِ رسوایی نیست غربت غمِ سختی ست غریبی درد استدنیای عجیبی ست ، قدِ رع...
بارقیبم دلبری کن.. - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 6:11
با رقیبم دلبری کن تو برو با دیگری با من فقط بیگانه باشبگذر از من لااقل بر دیگری دُوردانه باش دل به دریا میزنم دیگر نمیخواهم تورا با رقیبم دلبری کن تو برو هم خانه باش عشق اگر بر مال و زر باشد بسوزد ع