خرید بک لینک

..... 1 ی 1

باید لب ان پنجره من لانه بسازم

یا دور شوم با دل دیوانه بسازم

یک بار دگر رخ بنما زلف بیاویز

بر طره و گیسوی تو من شانه بسازم

آن خنده ی تو برده مرا تا به ثریا

تو عشق منی با رخ فرزانه بسازم

امشب تو بیا مست و ملولم کن و برگرد

آذین کنم و کلبه ی ویرانه بسازم

یک بار دگر بر من شوریده نظر کن

از طاق دو اَبروی تو افسانه بسازم

ای پیچک وحشی که سرت شانه ی ماه است

دستم نرسد بر تو که هم خانه بسازم

رفتی و غزل بغض شده قافیه باختم

این شام(غریب)است غریبانه بسازم

ادریس_حیدری_غریب_اصفهانی

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 3:10 توسط ادریس حیدری غریب اصفهانی  | 

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 9:21

صفحه بندی