تو برو با دیگری با من فقط بیگانه باش
بگذر از من لااقل بر دیگری دُوردانه باش
دل به دریا میزنم دیگر نمیخواهم تورا
با رقیبم دلبری کن تو برو هم خانه باش
عشق اگر بر مال و زر باشد بسوزد عاشقی
من گدای کوی عشقم تو برو شاهانه باش
جرعه ایی مینوشم از ساقی که مَرهم میشود
خوش خرامان میروی در دامنش، مستانه باش
جان برون امد زکف نایی نمانده در دلم
بر لبِ آن نارفیقم ساقی و پیمانه باش
مانده ام یک تک درختی در بیابانی کویر
در میان باغ و بوستانش گل ریحانه باش
#ادریس_حیدری.
برچسب:
نویسنده: النا شاکری