خرید بک لینک


اَمان از آه مظلومی که از سینه بُرون آید

فغان از ناله و آهی که ازعمقِ دُرون آید


خداوندا بزن برسینهِ ظالم خرابش کن

چه بهتر خشم و نفرین و عذاب تو کنون آید


عجب صبری خدا داردکه می بیندغمِ مظلوم

ولی آرام و ساکت بنگرد اشک از عیون آید


دلی ساده نگاهی گرم و گیرا دروجود اوست

که مظلوم باهمه صبرش ازآن دارالفنون آید


خداوندا نگیردآهِ مظلومی که ویران میکند دنیا

مصیبت ها بریزد بر زمین آتش فزون آید


بترس ظالم که روزی پس دهی کردار ناشایست

خدا میگیردازتویک عزیزی راکه چشمانت به خون آید


چقدر سرمستِ این پست ومقام و جاه و تختی


نمی دانی که مال و عمر و ثروت سرنگون آید


سکوتم را ببین یارب نخواه با یک کفن آتش بیندازم


که با فریاد من مظلوم ازهرکوی وبَرزَن با قُشون آید


سحرنزدیک شد اِدریس سخنها بردلت مانده


بترس ظالم از آن روزی که مظلوم با جنون آید

ادریس حیدری

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:31 توسط ادریس حیدری ششجوان |

برچسب: مظلوم,ظالم, نویسنده: النا شاکری تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 4:29

صفحه بندی