خرید بک لینک
..... مبتلای, من باش

به جناب عشق گفتم تو بیا دوای ما باش

نظری به حال ما کن گل این سرای ما باش

به جناب عشق گفتم تو چه کرده ایی به جانم
شبِ انتظار آمد تو بیا برای ما باش

به دلم جفا نمودی چه بگویم از تو ای عشق

به دو دیده خون فشانم تو بیا بجای ما باش


به تو دل نبسته بودم تو به دل نشسته بودی

دگر از تو من گذشتم دمی مبتلای ما باش


غمِ عشق نشسته بر دل تو مرا نمی شناسی

تو برس به حالِ زارم فقط آشنایِ ما باش

به جناب عشق گفتم دلم از زمانه خون است

اَجل آمده سراغم تو بیا بلای ما باش

چه خوش است حالِ شاعر که تویی دوایِ دردش

تو به این کتاب و دفتر بِنِشین هَجای ما باش

#ادریس_حیدری...ششجوانی

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

صفحه بندی