خرید بک لینک

ای که به دام تو اسیرم اسیر*

روز و شبم ناله و درد نفیر

چند غزل گویم و آهی کشم

تا نظر افتد به سرای حقیر

دل به تو دادن غلط است نازنین

تا نشوم بَرده به دستت اجیر

دل که گرفتار و اسیر است ولی

حیف که به دام تو صغیرم صغیر

خاک رَهت سورمه چشمم کنم

آتش ِ شهدادی و من یک کویر

بِگذرم آسوده شود این دلم

سخت شده جاده عشق پُر خطیر

می روم امشب در میخانه ها

بر کِشم از جام میِ بی نظیر

#ادریس_حیدری...ششجوانی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ساعت 3:31  توسط ادریس حیدری ششجوان |

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 20:30

صفحه بندی