خرید بک لینک


چون زورقی طوفان زده در التهابم/
در گیر و دار موج و در زنجیر آبم/

یک شاخهِ خشکیدهِ افتاده درآب
مغموم وزخمی سایه ایی درپیچ وتابم

این پیکرم با موج بر موج دگر رفت
طوفان نمی آید دگر هرشب به خوابم

دلشورهای اشکِ من از آب دریاست
دریا گمان کرده که جویی از سرابم

یک ساحلِ آرامشِ این دریا اگرداشت
شایدکه درمان می نمودحالِ خرابم

دار مکافاتیست این دریا و طوفان
هرموج که برخیزد دهد روزِ حسابم

سرگشته وحیران بدور خود بچرخم
آیا کسی پیدا شود گوید جوابم

ادریس حیدری....ششجوانی

+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:27  توسط ادریس حیدری ششجوان |

برچسب: التهاب, نویسنده: النا شاکری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی