خرید بک لینک

دلشدگان

در خلوت شب بی سروسامان بروم
از غمِ دوری تو سروِ خرامان بروم

صادقانه دلِ من سوی تو پر زد تو بِمان
توکه آتش زدی و من پیِ درمان بِروَم

آنقدر در خَمِ زلفِ تو گرفتار شدم
چون رقیب آمده درمهلکه حیران بروم

حرفی از عشق مزن سنگدل آهسته برو
تو زلیخایی و من در پیِ کنعان بروم

مانده ام ماتِ نگاهت که چه آشوبی زد
تا که غمهای جهان ریخت ز مژگان بروم

من که از زخم زبانهای تو سیر است دلم
دیگر از تو خبری نیست رَهِ ایمان بروم

تو گذر کردی از این عشق سلامت باشی
رفته ام از نِگهت من دگر آسان بروم

مست و مجنونِ تو بودم که بیایی به بَرم
وای از آن شب که نبینم مه تابان بروم

خنده ی آخر تو قاب نگاهم شده بود
حیف باشدکه چنین درپی جانان بروم

اگرازمن که بپرسند چه آمد به سَرت
گویم او خون جگر داد چوپنهان بروم

این همه درغم لیلی که مجنون بگریست
من که حیرانم از این عشق چو گریان بروم

همه شب منتظرم تاکه ببینم رویت
نرسید دست تو بر من چو نالان بروم

من ازاین عشق دگرباره حذر خواهم کرد
تاکه این دل طلب یار دگر کرد زبستان بروم

غم دنیا مخور ادریس زمان می گذرد
چاره ایی نیست منم از پیِ دوران بروم

ادریس حیدری...ششجوان

+ نوشته شده توسط ادریس حیدری ششجوان در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ و ساعت 14:37 |

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 12:31

صفحه بندی