ای به فدای قد ِ تو کشته مرا نگاه تو
تا تو مرا نگه کنی خدا خدا خدا کنم
این دلِ زار و خسته ام سوی چمن نمیرود
بینِ تمام ِ گلعُزار فقط تو را جدا کنم
پر بکشم به سوی تو جور و جفا دگر بس است
سویِ نیازِ من تویی سوی خدا دعا کنم
مسجد و قبله ام تویی کفر نباشدم خدا
بینِ قنوت ببینمت بار دگر قضا کنم
سوز و گدازِ سینه ام شرحِ فراقِ درد توست
کوچه به کوچه میروم داغِ تو را صدا کنم
ای که بریده ایی زمن ..من چکنم بدونِ تو
پیر و عجوز گشته ام تکیه به این عصا کنم
ای که بریده ایی زمن ..من چکنم بدونِ تو
پیر و عجوز گشته ام تکیه به این عصا کنم
شب همه شب به عشق تو خواب نرفت دو دیده ام
آهِ درونِ سینه را به یاد تو رها کنم
#ادریس_حیدری..ششجوانی
+ نوشته شده توسط ادریس حیدری ششجوان در جمعه هشتم دی ۱۳۹۶ و ساعت 2:53 |
برچسب:
نویسنده: النا شاکری