خرید بک لینک

.... ای روزگار ......

آخر ای دنیا مرا درمانده و رسوا نکن

اینچنین درپیش مردم نامه ام را وا نکن*

روزگار وقتی پریشان میکنی حال مرا

بی سبب این مصلحت را برسرم معنا نکن

میزنی چوب مصیبت بر سر پیر وجوان

ای فلک اینگونه در دنیای من جفا نکن


گر چه داری بی تفاوت از کنارم میگذری

روز وشب باخشم ونفرت اینچنین دعوانکن


آنقَدر با تیشه ات محکم مزن بر ریشه ام

این تنِ رنجور را آواره ی صحرا نکن


زندگی مثل حبابی میرود روزی زکف

حیف باشد زندگانی ، عیش و نوش برپا نکن


روزگار با مردمان بَد سازگاری میکنی

خود گنه کاری دگر هرروز این و آن نکن


ما که دیگر رفتنی هستیم و این راتوبدان

کودک ِ نوپای را درگیر این دنیا نکن


گرچه ادریس آرزوهایش برفت از یاد او

روزگارش را ببین با او چنین بلوا نکن

سرآینده شعر
#ادریس_حیدری..شش جوانی

+ نوشته شده توسط ادریس حیدری ششجوان در سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۶ و ساعت 21:6 |

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 9:15

صفحه بندی