خرید بک لینک


کاش هوایِ قلب بارانی نبود

سینه ام شرحِ پریشانی نبود

کاش می شدراه سخت عشق را

بی خطر طی کرد قربانی نبود

میچکد خون از تپش های دلم

دردِ عشق را هیچ درمانی نبود

بارِ غمها روی دوش تو نشست

دردِتنهایی وِ مهجوری تاوانی نبود

درهوای عشق زیستن نعمتی ست

کاش هوای قلب زندانی نبود

هر تپش آوازی از عشق تو بود

این همه بی سر و سامانی نبود

عاطفه مِهر و صفا در جان توست

جای زخم و نیشِ خوبانی نبود

موجِ عشق با گرمیِ سرشار تو

کاش درعشق جای نادانی نبود

میچکدخون از کنارِ زخمهات

روی لب آن دُورِ غلطانی نبود

می رود ادریس این عمرِ عزیز

عاشقی دلدادگی درحدِمهمانی نبود

#ادریس_حیدری...ششجوانی

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 2:9  توسط ادریس حیدری ششجوان |

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی