خرید بک لینک

... اشک غریب

دلتنگ توام مادر، برگرد که غمگینم

اشک غریب

من دیده به در دوزم، بلکه رخ تو بینم

هی عکس تو را هر شب، بر دامن خود گیرم

در خواب و خیال خود، دلگرم به تسکینم

یک قایق بشکسته، سرگشته امواجم

با صخره و طوفانها، مجبور به تسلیمم

جان و تن من مادر، وقتی که نباشی تو

آواره ی سرگردان، چون سائل مِسکینم

دیده زچه رو بستی ،برگرد نگاهم کن

از گونه خود اشکم، با یاد تو برچینم

بر خاک مزار تو ،گویم غم دل با تو

یک گوشه (غریبانه)،با یاد تو بنشینم

#ادریس_حیدری
#غریبِ_اصفهانی

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 6:50

صفحه بندی