سلام استاد جهانگیری
برون از دل کنم غم با سه تاری
نشینم گوشه ایی با بیقراری
گهی من 1 دارم گه سه تارم
بخوانم نغمه با روی نگاری
غم دنیا نمی ارزد به کاهی
زدل بیرون کنم گرد و غباری
غمِ مردم توانم را بریده
بر این زخم دلم مرهم گذاری؟
بیا دستهای گرمت را بگیرم
ببر یک گوشه ی دنجی کناری
بخوان شعری بگویم سوز دل را
نشینیم زیر مجنون ، لاله زاری
(غریبی) قسمتم شد ای دریغا
نویسند نام من روی مزاری
بداهه تقدیم استاد جهانگیری
ممنونم از لطف حضرتعالی
برچسب:
نویسنده: النا شاکری