... صبحت بخیرعزیزم ...
صبح است بیا تا غزلی ساز کنیم
سفره ایی نان بیاور عسلی باز کنیم
چارمین روز که آغازشودبادل خوش
یاعلی گوی که روز دگر آغاز کنیم
این نسیمی خنک و روح افزاست
پیشِ آن دلبر شیرین دمی آواز کنیم
چه کسی بهتر از آن هُدهُد مست
خنده وشادی ومستی بِهَم ابرازکنیم
نه به تایلند و نه اَزمیر و نه تگزاس
اگرم شد سفری مکه به حجاز کنیم
نشدم رفت به آنجا غمی نیست
میشودیک نظر از دور اعجاز کنیم
رفعِ حاجت رهِ دور هیچ نیاید بکار
به نمازِ سحری رفعِ خطرساز کنیم
ادریس حیدری