می بینمت....
باور نمیکردم تو از من بی خبر باشی
بیدار مثل من غزلخوان تا سحر باشی
در خواب و رویای خودم می بینمت هر شب
حس می کنم در این حوالی دور و بر باشی
کنج قفس جان می سپارم توکجاماندی
شاید نمی خواهی برایم بال و پر باشی
درد فراقت کم عذابی در دل من نیست
برگرد می خواهم که پیشم بیشتر باشی
هر شب برایت می نویسم از خودم از تو
هرگز نمی خواهم ببینم چشم تر باشی
با ما (غریبی)می کنی آمد بهار من
وقتی که پاییزم نمی خواهم تبر باشی
#ادریس_حیدری_غریب_اصفهانی
https://t.me/edrisheydarigaribesfahani
برچسب:
نویسنده: النا شاکری